چند روز پیش درایستگاه دیدمش آرام و ساکت گوشه ای نشسته بود و غرق در افکاری که گویا آتش درونش را چنان شعله ور کرده بودند که هیچ کپسول و حجم آبی نمی توانستند او را تسکین دهند. نزدیک تر رفتم. گفتم چه شده؟

سرش را بالا آورد و گفت: کاش من هم می توانستم بروم.

گفتم: کجا؟

به آرامی زیر لب زمزمه کرد دفاع از حرم بی بی. این را گفت و سرش را برگرداند. گویا نمی خواست اشک های مردانه اش در خلوتی غیر از خدا دیده شوند.

تمام راه خانه با خود فکر می کردم که یک آتش نشان در ایران هم می تواند در برابر حوادث ناگوار روزگار، مدافع حریم هموطنانش باشد اما من میدانستم بهنام آرزوی شهادت دارد.

لعنت به جیب هایی که جان مردم را مبادله می کنند!

با وجود تمام اخطارهایی که به ساختمان پلاسکو داده بودیم، همچنان به فعالیت خود در آن شرایط نا ایمن ادامه می دادند. یعنی منفعت مالی برخی صاحبان از جان مغازه داران آنجا و هزاران نفر از مردمی که روزانه در این مکان تردد داشتند، مهم تر بود؟ امان از بلایا، امان از روز واقعه و حوادثی که می آیند به سرعت برق و باد و ویران می کنند خاطرات چند ساله ی انسان ها را در یک آن.

زنگ خطر آتش نشانی به صدا درآمده بود. مکان جایی نبود جز ساختمان پلاسکو. اما مگر می شد بی تفادت گوشه ای نشست و گفت از شماست که بر شماست! به هر سختی که بود ترافیک وحشتناک تهران را پشت سر گذاشتیم و به جمهوری رسیدیم. طبقات فوقانی در حال سوختن بودند و مردم زیادی برای گرفتن عکس یادگاری با دارایی در حال نابودی هموطنانشان در آنجا جمع شده بودند. اگر بچه های انتظامی نبودن بعید میدانم میتوانستیم از میان انبوه مردم عبور کنیم.

چند گروه از ایستگاه های مختلف وارد ساختمان شدند تا آتش را مهار، و افرادی را که برای جمع کردن چند لایک و کامنت در فضاهای مجازی خطر را همچنان به جان خریده و در پلاسکو حضور داشتند را به بیرون هدایت کنند. تمام همکارانم با تمام تلاش از خارج و داخل ساختمان پلاسکو مشغول اطفای حریق بودند.

هنوز زمان زیادی از آغاز عملیات نگذشته بود که صدای یا زهرا و یا ابوالفضل آتش نشانان ،هر صدای دیگری را خاموش می کرد و من دیدم زانوانی را که دیگر تاب ایستادن نداشتند و دست هایی را که از شدت اندوه بر سر می زدند.

 پلاسکو با تمام قدمت و ابهتش در برابر آتش زانو زد و به تلی از خاک و آهن تبدیل شد و در این میان گروهی از مدافعان وطن که لباس ضد حریق به تن داشتند نه ضد آوار، در تنگنای این غول آهنین شکست خورده، محبوس گشتند و عده ای دیگر نیز بر اثر شدت جراحت وارده و سوختگی، راهی بیمارستان شدند. دیروز خبر دادند که بهنام به آرزویش رسید.

توجه: خاطره گویی در ابتدای این داستان واقعی نیست و تنها از حوادث پلاسکو اقتباس گرفته شده است.


سیستم پرسش و پاسخ

پیگیری سوال قبل

برای پیگیری پاسخ سوال خودتون و نمایش آن کد رهگیری خود را در این قسمت وارد کنید.

پیگیری سوال قبل

ثبت سوال جدید

برای ثبت پرسش خود از دکتر می توانید از این قسمت استفاده کنید.پاسخ شما تا 5روز از طریق پیامک و ایمیل اطلاع رسانی خواهد شد.

ثبت سوال جدید

امکان انتخاب تا ۵ تصویر وجود دارد. جهت انتخاب چندگانه کلید Ctrl را نگه دارید.
© همیار سیستم

1
تعویض دربچه میترال

باعرض سلام و خسته نباشید خدمت شما.. پدر من پارسال بعد از یک سکته عمل تعویض دریچه انجام دادند. پزشک محترم جراح گفتن مقدار مصرف وارفارین طوری باشه که inr بین25 تا 3 باشه. الان یک سال از عمل میگذره ابن میزان گاهی با تغییر دوز میزان میشه گاهی هم نه. میخواستم بدونم اگر یه زمانی بین 2 تا 25 قرار بگیره خطرناکه؟؟ و باید سریعادوزش زیاد بشه یا خیر؟؟ مشاهده پاسخ دکتر
2
قلب

با سلام
آیا دستگاه eecp مورد تاییداست و می تواند رگ باریکی را که نمیتوان بالن زد را باز کند؟
با تشکر
مشاهده پاسخ دکتر
3
درد قفسه سينه

سلام . من يه دختر 18 ساله هستم و متاسفانه از بچگی با مشكل چاقی مفرط روبرو بودم و هستم و الان چن وقتيه كه بعضی وقتا مخصوصا موقع دراز كشيدن انگار يه چيزي تو گلوم گير كرده باشه نفسم ميگيره و نفس كشيدن برام سخت ميشه و دو روزه كه تو ناحيه قفسه سينم كمي بالاتر از قلبم يه دردي حس ميكنم گاهي شروع ميشه وبعد از مدتي فروكش ميكنه دردش يه جوريه كه انگار از تو با چكش ضربه ميزننو دردش تو بدنم ميپيچه وقتي هم كه به سمت چپ ميخابم دردش بيشتر ميشه بعضي وقتام موقع اب خوردن اين اتفاق ميفته ميشه لطفا بهم بگين مشكل چي ميتونه باشه ؟ ممنون مشاهده پاسخ دکتر
4
طپش قلب

سلام خسته نباشید من 22سالمه و افتادگی دریچه میترال دارم. قبلا خیلی اضطراب داشتم و هروقت دکتر میرفتم انقد طپش قلبم بالا بود که میگفتن به متخصص قلب مراجعه کنم 3 بار هم به متخصص قلب مراجعه کردم با همون طپش قلب اکو انجام دادم گفتن افتادگی دریچه میترال دارم و چیزی نیست الان که چندوقته از استرسم خیلی کم شده فقط سرپا باشم طپش قلب دارم بدون استرس آیا مشکل جدی هست؟ البته نزدیک 3 هفته روزی 1 پرانول 10 خوردم و طپش قلب نداشتم الان 1 هفته س نمیخورم و فقط سرپا باشم با دستگاه میگیرم طپش قلبم بین 90 تا 105 . میترسم بازم پرانول بخورم بهش عادت کنم یا عوارض بدی روی کبد یا جاهای دیگه بدنم داشته باشه. اینم بگم چندوقت پیش که اضطرابم زیاد بود تحرکمم خیلی کم بود مشاهده پاسخ دکتر
5
کبودی دست

سلام و عرض خسته نباشید
در مورد علت کبودی دست قسمت زیر بازو بعد از آنژیو می خواستم بدونم پدرم تقریبا 1 هفته از زمان آنژیو شون میگذره و دستشون کبود شده و اینکه فشارشون تقریبا 14 و 15 هست هنوز فشارشون پایین نیومده
متشکرم
مشاهده پاسخ دکتر
6
تورم شدید پاها

با سلام.
هر دو پای مادرم از بالا تا زانو ( به شدت) و از از زانو تا مچ نسبتا کمتر دچار ورم و درد شدیدی شده که تقریبا راه رفتن رو برای ایشان داره غیر ممکن میکنه... آزمایش کلی چکاب نشان از چربی خون و دیابت بسیار پایین داره... سوال من اینجاست که این عارضه احتمال داره به دلیل گرفتی عروق پا باشه و ما چه مسیری رو برای درمان باید طی کنیم؟...
از محبتهای جنابعالی سپاسگزارم...
مشاهده پاسخ دکتر
7
گرفتگی عروق

با تشکر از پاسخ سوال قبلی
می توانیم جواب گزارش ام آر آی را براتون بفرستیم ؟
مشاهده پاسخ دکتر
8
رگ

سلتم ببخشید من چهار ماه هست که رگ مچ دست م کبود میشه بهم گفتن باید به دکتر عروق نشون بدید میشه راهنمایی م کنید مشاهده پاسخ دکتر
9
درد پشت

با سلام و احترام ،من پنج روز پيش از خواب بيدار شدم حس گرفتگي عضله در پشتم داشتم و از آمپول متو كاربامول استفاده كردم اما متاسفانه دردم خوب نشد و صبح ها بعد از بيدار شدن بيشتر ميشه اما امروز چند سرفه كه كردم حس كردم درد زير قفسه سينه ام هم اومده ،خواستم بدونم درد قلب هست يا خير ؟؟؟خيلي ممنونم مشاهده پاسخ دکتر
10
درد قفسه سینه دست چپ و پشت

اقای دکتر عزیز و گرامی سلام
پیرو ارسال اکو و انژیو و تشخیص شما مبنی بر درد قلبی نبودن

اسکن هسته ای در تاریخ95/12/2 انجام یافته است را خدمت شما ارسال میکنم لطفا نظرتونو بفرمایید واقعا ممنونم از وقتی که اختصاص میدید بسیار تشکر سلامت باشید.
مشاهده پاسخ دکتر
« قبلی 1 2 3 4 5 6 7 ... 99 بعدی » همه